مغنی ملولم، دو تایی بزن
به یک تایی او که تائی بزن
همی بینم از دور گردون شگفت
ندانم کرا خاک خواهد گرفت
دگر رند مغ آتشی میزند
ندانم چراغ که بر میکند (از ساقینامۀ حافظ)
در اسرارالتوحید آمده بود که هنگام فروپاشی دولت مسعود غزنوی، دو برادر (چغری و طغرل) که از شاهشبانان دشت خاوران بودند نزد ابوسعید آمده که سخنی به همدلی از ابوسعید بشنوند تا در نبرد با مسعود پایداری کنند و پیر میهنه آنان را امیدواری داده بود که حکومت خراسان و عراق به آنان خواهد رسید، در آن شب سرنوشت ساز سپاه مسعود درهم شکسته شد و اندکی بعد حکومت سلجوقیان برقرار شد.
اما این ابیات از ساقی نامه، هنگامی سروده شده که دولت آل مظفر در حال فروپاشی و آوازۀ آمدن تیمور در شیراز بالا گرفته بود. گویا حافظ با یادی از داستان ابوسعید و برادران سلجوقی بوده که میگوید: دگر رند مغ.../ احتمالا به این معنا که باز رند مغ، در کار بر افروختن آتشی برای تغییر حکومت.



