بر اساس اسطوره‌ای توراتی، بنیادگراهای اسرائیلی بر آنند که یهوه (خداوند) سرزمین‌های نیل تا فرات را به اسرائیل و به همه‌ی کسانی بخشیده است که از نژاد اسرائیل(یعقوب) باشند.[1] بنا بر این همه‌ی غیر یهودیانی که در این محدوده‌ی جغرافیایی(از نیل تا فرات) زندگی می‌کنند اشغالگر و دشمن هستند و به این گونه نزد بنیادگرای اسرائیلی جای متجاوز با تجاوز شده عوض می‌شود و واژه‌ی "دشمن" معنای دیگری پیدا می‌کند؛ خداوند (یهوه) هم وعده داده که همه‌ی این دشمنان را به دست اسرائیل هلاک کند و:

هرجایی که کف پای شما بر آن گذارده شود، از آنِ شما خواهد بود، از بیابان و لبنان و از نهر فرات تا دریای غربی، حدود شما خواهد بود.[2]

غیر یهودیانی که خدایانی غیر از یهوه دارند و تابع اسرائیل نمی‌شوند گاهی چنان مورد خشم یهوه قرار می‌گیرند که کشتار از آنان  تنها به مردان و زنان و اطفال پایان نمی‌یابد بلکه کشتار جانوران حتی سگ و گربه‌های یک شهر و به آتش کشیدن تمامی شهر را هم شامل می‍شود.[3]

برای به زانو درآوردن دشمن یا همان غیر اسرائیلی‌ها، هر گونه جاسوسی، فریب، ترساندن، بهانه برای پیمان شکنی، نه تنها مجاز بلکه وظیفه‌ای مقدس است. در تورات مضامین عدالت و انسان‌گرایانه هم هست اما بنیادگرایان معمولا آن بخش‌هایی را می‌بینند و می‌پسندند که دل در گرو آن دارند، مثل اشغال سرزمین‌های دیگران.

از این نگاه، فرهنگ پارسی و ایرانیِ ما تفاوت حیرت انگیزی با گرایش‌های بنیاد گرایانه دارد، خواه بنیادگرایی یهود باشد یا بنیادگرایی که داعیه اسلامی بودن را دارد. منظورم از فرهنگ ایرانی، همه‌ی آن ادبیاتی است که صلح و آبادی را در برابر جنگ و ویرانی طرح کرده است. ادبیاتی که می‌گوید:

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

                                                نهال دشمنی بر کن که رنج بی‌شمار آرد

از رودکی تا فردوسی، تا ابوالحسن خرقانی، تا خیام و سعدی و حافظ و صدها حکیم و شاعر دیگر که آواي آنان از دور دست تاریخ به گوش مي‌رسد بر همین بودند و چنان است که در ناخودآگاه جمعي ما حضور دارند تا به هنگام هجوم وحشي‌گري‌ها، نابخردي‌ها و نابساماني‌ها، زخمه‌اي به تارهاي انديشه‌ی ‌ما بزنند، نشانمان دهند که این رنج بی‌شمار از کدام سو آمده و راه چاره کدام است.

در این حال و هوا که به تعبیر فردوسی: "گزند آمد از پاسبان بزرگ"، همو که ستیزه‌جویی‌هایش، گرگ‌های وحشی و بیگانه را به جان ما انداخته، شاید برای ما پناهی و میراثی بهتر از همان فرهنگ و ادب ایرانی خودمان نباشد. شاید بتوانیم از همین میراث فرهنگ و ادب، سنگری و پناه‌گاهی معنوی پدیدآوریم به گونه‌ای که در این شرایط سخت، بتوانیم خانه‌ی یکدیگر را قبله قرار دهیم، مراقب احوال یکدیگر باشیم، به قدر توان تسلای فرو دستان و نیازمندان شویم، باشد که بتوانیم از این طوفان، زنده و سر افراز بیرون آییم.

مشهد، 27/3/1404

 

 



[1] - تورات سفر پيدايش باب 15 /  همان باب آيه 12/ باب 21 آیه 12/  باب 28 آیه‌ی 1 تا 5/ همچنین نگاه کنید به مقاله اسرائیل و سرزمین موعود: https://ali-tahmasbi.com/p/Holy.text/esrail.pdf

[2] - تورات سفر تثنیه، باب 11، آیه‌ی 24

[3] - سفر تثنیه، باب 13 آیه‌ی 15 و 16

 

تاسیس این سایت در اردیبهشت 1382 بود، به دلایلی چندین بار ویران شد و از نو بازسازی شده است و همچنین به دلیل فیلترینگ تغییراتی جزئی در دامنه‌ی قبلی انجام گرفته و اکنون با دامنه ali-tahmasbi.com و ali-tahmasbi.name قابل دست‌رسی است اگر چه دامنه ali-tahmasbi.name هم فیلتر شده است. آخرین باز سازی در فروردین1404 انجام گرفت