در سنت تفسیری و کلامی مسلمانان قرون وسطی (بهویژه تحت تأثیر کلام اشاعره) ایوب را نمادی از صبر، تسلیمِ محض و رضا ترسیم کرده اند اما در متن عهد عتیق با ایوبی کاملاً متفاوت مواجه میشویم که نظام عدالت الهی را بیپروا به چالش میکشد.
بر این باورم که معمای شّر و رنج بشر که در کتاب ایوب آمده، چنان نیست که خداوند هم پاسخ روشنی به آن داده باشد. در ادامۀ جدال ایوب، مخاطب در مییابد که در برابر این رازِ ناگشوده، به حکمتی دست پیدا کند که در برابر پرسشهای سهمگین وجودی، پاسخهای حقیر نگذارد و همدلانه با خیام بپذیرد که: «اسرار ازل را نه تو دانی و نه من»
خواستۀ من از خواننده این متن این است که آن را نقد کند، عیب و نارساییهایش را بنویسد، اگر هم متوجه پیچ و خمهای متن نمیشود آن را هم بنویسد. متشکرم: علی طهماسبی گنجور
درآمدی بر قصۀ ایوب
و
رازِ ناگشوده و بی پاسخ رنج
تعدادصفحات: 48/ حجم فایل KB: 870
رمز بازگشایی فایل: hf,pkdti150
نوشتهای مرتبط با قصۀ ایوب اینجا






