حسن محدثي

كلمه و جهان هاي ناشناخته

«مريم مادر كلمه» مي‌خواهد ما را از دست پيش‌داوري‌ها و تصورات مألوف نجات دهد و به درون دنياهاي ناشناخته بكشاند. كليد در اين دنياهاي ناشناخته، رمز گشايي از كلمات، نام‌ها و قصه‌هاست. ابتدا ريشه‌شناسي و سپس طرح معاني گوناگون كلمات و آنگاه نقب زدن به‌درون دنياي جديد. اين شيوه‌اي است كه علي طهماسبي در «مريم مادر كلمه» در پيش مي‌گيرد، همچون برخي آثار ديگرش. او به‌دنبال جهان‌هاي جديد است، جهان‌هايي كه در پس كلمات نهفته است و وقتي من و تو بر حسب عادت كلمات را بر ذهن و زبان جاري مي‌سازيم، ناگشوده و سر به‌مهر باقي مي‌مانند تا مگر دست كيماگرانه‌اي كليد قفلشان را بچرخاند.

اينكه اصلا جست وجوي جهان‌هاي جديد در پس چهره معمول و عادت زده كلمات، شدني است يانه، البته محل مناقشه است. اينكه تاوبل‌گر كلمات و قصه‌ها به‌راستي ما را به‌جهاني تازه وارد مي‌كند يا نه ترديدي محترم است. اما اين قدر هست كه ديده‌ي آشنا بين و آشناي جوي ما را پريشان كند و لحظه‌اي يا لحظاتي ما را به تأمل، ترديد و جست وجو وادارد.

آري ما به‌ضيافت ترديد و تأمل ميهمان مي‌شويم؛ اگرچه ذهن ما ترديد گريز و پاسخ طلب است. براي نويسنده، قصه مريم بهانه‌اي است براي بازيابي خويشتن و درنگي براي آن:

«تأكيد بر بازانديشي داستان مريم در اين نوشته، با اين رويكرد است كه بتوانيم از تمثيل‌ها و نمادهاي آن شعله‌اي در انديشه خود برافروزيم و با برخورداري از آن به‌لايه‌هاي پنهان وجود خودمان گام بگذاريم...شايد بتوان گفت كه هركسي را در جان خويش مريمي هست، خواه زن باشد يا مرد. اگر اين باكره درون به‌ هوس‌هاي بي‌فرجام كشيده نشود» (صفحه11).

در ابتدا نويسنده بر تفاوت بينش يهودي- مسيحي و اسلامي در باب زن تاكيد مي‌كند. به‌نظر وي، در اولي بينش مردسالارانه و تحقير كننده‌ زن غالب است و در دومي نگاهي مثبت و صميمي نسبت به‌زن وجود دارد. وي ياد‌آوري مي‌كند كه از مريم در عهد جديد چندان سخن گفته نشده است، در حالي كه قرآن به تعداد و تكرار از او ياد مي‌كند. در ادامه، داستان مريم در قرآن به‌تفصيل بازخواني مي‌شود. در اين بازخواني جا به‌جا به عهد عتيق و عهد جديد ارجاع داده مي‌شود و آياتي از آن‌ها براي تكميل برداشت‌هاي نو از سوره مريم ذكر مي‌شود. گاهي نيز رجوع به‌اين كتب مقدس، امكان مقايسه را فراهم مي‌آورد. بدين ترتيب قصه مريم از ابتدا تا انتها بازخواني مي‌شود.

«عيسي مسيح، واقعيتي تاريخي يا كلمه‌اي فراتاريخي؟» آخرين موضوعي است كه در اين كتاب بدان پرداخته شده است.

«مريم مادر كلمه» مريم را نماد زمين مي‌داند. مريم مورد تفقد خداوند قرار مي‌گيرد و بدين ترتيب، زمين مهد بشريت از ملعنت به‌در مي‌آيد:

«اگر داستان مريم را از يك واقعه شخصي و فردي فراتر در نظر بگيريم و مريم را به‌عنوان نماد قبيله و حتي نماد زمين بشناسيم، آنگاه اين كلام قرآن كه از قول عيسي مسيح بيان شده است، از يك گفتگوي خصوصي و از يك رابطه ساده مادر فرزندي فراتر مي‌رود و به‌رابطه انسان با تاريخ گذشته خود و به‌ويژه با زميني كه از آن برآمده، ودر آن شكل يافته‌است نيز بسط مي‌يابد..» (همان:85). كلام عيسي اين است: «خداوند مرا نسبت به‌مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمان نگردانيده است.»(آيه33سوره‌مريم).

مريم مادر كلمه بازخواني قصه‌اي ديني است كه با روش معنا شناسي و ريشه‌شناسي انجام گرفته‌است. اين معنا شناسي متأسفانه به سطح ميدان‌هاي معناشناختي ارتقا نمي‌يابد و در حد بررسي كلمات و نام‌ها باقي مي‌ماند. به‌همين دليل، به‌ذوق ورزي راه مي‌دهد و آكنده از ذوق ورزي است؛ ذوق ورزي‌هايي كه اي بسا ما را قانع نمي‌سازد اما با اين‌همه، گاه لطيف و تأثير گذار از كار درمي‌آيد. شايد بتوان گفت كه جان كلام نويسنده تأكيد بر «رمزوارگي» داستان مريم و نيز عيسي مسيح است:

«در داستان عيسي مسيح، مضامين رمزي با نشانه‌هاي عيني و معمولي، چنان درهم تنيده‌اند كه براي خواننده امروزي متن، بسي دشوار است دريابد كه واقعا عيسي‌بن مريم شخصيتي عيني و واقعي بوده است يا همهِ اين داستان به‌رمز و معنا راه مي‌برد؟ و پيش از آنكه واقعه‌اي تاريخي باشد، طرح چشم‌اندازي براي فرجام انسان است.»(همان:97).

Published from AliTahmasebi.com

Copyright © 2004 All rights reserved