ظهور ادیانی چون مزدایی، یهودی، مسیحیت و اسلام هم برای اثبات خدا نبود، بلکه برای ارائه‌ی خوانشِ متفاوتی از خدا بود تا شاید در برابرِ خوانش‌ِ نظام‌های مسلطِ پیش از خود قرار گیرد. و ابوالحسن نیز از آنانی بود که در برابر نظامِ مسلط، خوانشی دیگر از انسان و خدا را نشان داد. در این فصل تحول باورهای دینی را از خشونت به مهر در نزد ابوالحسن می بینیم

فایل پی دی اف:   ادب و عرفان انسان‌گرا، فصل چهارم: ابوالحسن خرقانی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

 

 

 

می‌گفت:

از بخارا تا درِ شام، اگر سنگی به پای کسی آید، اندوه آن مراست

  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 و در آن روزگار که مردمان بسیاری به تیغ تعصب بر خاک می‌افتادند و محمود غزنوی انگشت به در کرده و قرمتی می‌جست تا هرجا یافته آید کشته شود، پیر گلرنگ ما بر دیوار خانه‌اش نوشته بود:

هرکس در این سرای آمد، نانش دهید. نانش دهید و از دینش مپرسید.

آن کس که به درگاه خدا به جان ارزد، در سرای ما البته به نان ارزد

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید