علی طهماسبی گنجور     

ا هل خراسان

 متولد 1324/ مشهد   

 

  

 

 

روزگار کودکی‌ام، مشهد شهر نبود، باغ شهر بود. از دروازه‌ی بالا خیابان تا دروازه‌ی پایین خیابان هم با پای پیاده و قدم زنان، بیش از نیم ساعتی راه نبود

خانواده‌های متوسط شهری، اغلب هر کدام چند جویه باغ انگور در بیرون دروازه‌ی شهر برای خود داشتند؛ خاطره‌های دوران کودکی من از این شهر، آمیخته‌ایست از آب و گیاه و زنبیل‌های انگور و گل‌های محمدی که بر روی سبدها و سینی‌های توت می‌چیدند و  به خانه‌ی همسایگان هدیه می‌بردند.

خانه‌ی ما در چند قدمی میدان مجسمه بود، در ملتقای سنت و مدرنیته، همانجا که امروز به میدان شهدا معروف است. از میدان مجسمه به سمت جنوب که نگاه می‌کردی، خیابان ارک بود و ادارات دولتی و سینما و تاتر و ….، و به سمت شرق که می چرخیدی، حرم و مسجد و مدرسه علمیه و هیات های سینه زنی و دیگر نمادهای سنت.

سال هزار و سیصد و پنجاه چهار بود که وارد دانشگاه فردوسی مشهد شدم و رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی با گرایش زبان‌شناسی را پی گرفتم. در آن زمان دو فرزند هم داشتم.

پایان دوره‌ی تحصیلی در مقطع لیسانس، تب و تاب انقلاب بالا گرفت و من را هم با خود برد، پس از پیروزی انقلاب یکچند به جهاد سازندگی بودم. تلاش‌های بسیار برای تشکیل اولین شوراهای روستایی در خراسان، از مهمترین تجربه‌ها و خاطرات من در این دوره است.

در سال ۱۳۶۰ که از جهاد سازندگی کناره گرفته بودم اولین کتابم را با عنوان «نگاهی دیگر به مفاهیم قرآن» نوشتم که به همت انتشارات الهام چاپ و منتشر شد. به زبانشناسی علاقه‌ی بسیار داشتم، همین بود که مطالعات در آن زمینه را پی‌گیری می‌کردم. سال‌ها پیش از انقلاب با متون عهد عتیق هم آشنا شده بودم، این آشنایی هم خود ماجرایی بس عجیب داشت که شرح آن از حوصله‌ی این مجال بیرون است. بعد از انقلاب نیز هنگامی که با اندیشه‌های یونگ آشنا شدم مطالعاتم را در زمینه‌ی متون مقدس گسترش دادم. به درخواست برخی دوستان بارها بخش‌هایی از متن عهد عتیق و عهد جدید و قرآن را در کلاس‌های خصوصی تدریس کردم، که چندان هم بی‌درد سر نبود. در همه‌ی این احوال شاغل به کارهایی برای امرار معاش هم بودم یا به تعبیرِ اونامونو، کاری به ضرورت سفله پرور معاش.

از میان حکیمان و شاعران فردوسی و حافظ را بیشتر دوست دارم، و از میان عارفان ابوالحسن خرقانی را.

از کتاب‌هایی که تا کنون نوشته‌ام «اندوه یعقوب» را بیشتر زندگی‌ کرده‌ام. و دیگر…چیز قابل به عرضی نیست

شناسنامه‌ی اين سايت

در بهار سال 1382 این وبسایت، با عنوان «آیین پژوهی و فرهنگ» راه اندازی شد، آن زمان که هنوز آشنایی چندانی با این جعبه‌ی جادو نداشتم، دوستانی علاقه‌مند به مباحث فرهنگی، امور فنی آن را بر عهده گرفتند. از آن زمان تا کنون این سایت چندین بار به دلایل مختلف ویران شد و از نو بازسازی گردید و اندک اندک با افزوده شدنِ مطالب تازه، به مجموعه‌ای نسبتا قابل توجه و تامل تبدیل شده است که بخشی از مهمترین مقالات و پژوهش‌هایی را که تا کنون داشته‌ام در بر می‌گیرد. به ویژه آنکه در این سال‌های سخت، اغلب امکان انتشار برخی کتاب‌ها و مقالات به‌صورت رسمی و مکتوب برایم فراهم نشده است

همچنین، آشنایی‌های تازه‌ای با فرهیختگان بسیاری که از طریق همین وبسایت پدید آمد، برایم بسیار عزیز و ارجمند هستند

در پايان دوست دارم به اين وسيله از همه‌ي كساني كه به‌نحوي در سامان‌دهي اين سايت كاري كرده‌اند قدر داني كنم، و باشد که در غیبت انتشار کتاب‌هایی که باید می‌بود و نیست، این تلاش‌ها، گامی به سوی روشنایی باشد

علی طهماسبی/ آذر 1395/ مشهد