سابقه: اين مقاله، حاصل کنفراسي است که در ارديبهشت 1387 در دانشکده‌ي ادبيات و علوم انساني دکتر علي شريعتي مشهد به دعوت گروه ادبيات پارسي، ارائه نموده بودم  

همچنين با عنوان « داستان رستم و اسفنديار، در مواجهه با سلطه‌ي حکومت ديني» در مجله‌­ي چشم انداز ايران، (اسفند 1388 و فروردين 1389) منتشر شده بود و اکنون با ويرايشي تازه در فرمت  pdfارائه مي‌شود.

 

 موضوع: پژوهشی که در این مقاله پی‌گیری شده، به دو نکته معطوف است:

 اول: اغلب مفسرین قرآن، داستان رستم و اسفندیار را مصداق "لهوالحدیث" دانسته‌اند و نزول آیه‌ی هفتم از سوره‌ی لقمان را در ارتباط با همین داستان نقل کرده‌اند. پرسش این است که آیا داستان رستم و اسفندیار در روزگار بعثت و در مکه برای اعراب مطرح بوده که مصداق لهوالحدیث دانسته شده است؟ 

دوم: طرح این گمانه که شاید این داستان پس از ظهور اسلام و از دوره‌ی تسلط عباسیان بر ایران شکل گرفته و تعریضی بر حکومت دینی آنان بوده که خود را چون گشتاسب و اسفندیار وارث و نماینده‌ی پیامبر می‌دانستند. و رویاروییِ رستم و اسفندیار را به مثابه‌ی رویارویی کسانی چون ابومسلم با خود می‌انگاشتند و از این جهت تلاش کرده‌اند تا این داستان را مصداق لهوالحدیث معرفی کنند

حجم این مقاله 22 صفحه در فرمت pdf 

«لهوالحديث» در نسبت با داستان رستم و اسفنديار 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید